قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2274
تاريخ الفي ( فارسى )
ولايت رؤوس منابر را به القاب طغرل بيگ سلجوقى مزيّن ساختند و فرستاده را خدمات شايسته كرده با تحف و هداياى لايقه بازگردانيد . و در همين سال ، ارمانوس ، قيصر روم ، كس پيش طغرل بيگ فرستاده طرح مصادقت و مؤانست در ميان نهاده به عهود و مواثيق مبانى محبّت و مودّت را استحكام داد . طغرل بيگ نيز ملتمس او اجابت نموده از سر نزاع او درگذشت . و در اين اثنا ، قيصر روم كس پيش نصر الدّوله فرستاده التماس آن نمود كه از امراى او ملك انحاد « 1 » را ، كه در جنس طغرل بيگ است ، از وى شفاعت نموده خلاص سازد . نصر الدّوله اين مضمون را به خدمت طغرل بيگ معروض داشته در باب استخلاص ملك انحاد شفاعت نمود . طغرل بيگ ملتمس او را مبذول داشته ملك انحاد را بىفدا از بند بيرون كرده با خلعت پادشاهانه رخصت مراجعت فرمود . چون اين معنى ، بر قيصر روم ظاهر شد ، بسيار خوشحال و مسرور گشته تحف و هداياى بسيار از نفايس آن ديار جهت طغرل بيگ فرستاد و مسجد قسطنطنيه را معمور ساخته فرمود تا در اين مسجد به نام طغرل بيگ خطبه خواندند و مسلمانان را بهخاطر طغرل بيگ بسيار رعايت و تعظيم مىكرد . و به مجرّد اين احسان ، كه از طغرل بيگ نسبت به او به ظهور رسيده بود ، قيصر روم به مقتضاى الإنسان عبيد الإحسان « 2 » در مقام اطاعت و بندگى شده چندان مساعى و آثار جميله به ظهور رسانيد كه رعايا و مترددين از آن محظوظ « 3 » و بهرهور گشتند . و از جمله وقايع اين سال آنكه ميانهء نور الدّوله دبيس « 4 » بن مزيد و أتراكى كه در واسط مىبودند محاربه واقع شد و غلبه از جانب نور الدّوله بود كه ملك رحيم اقطاعات نهر صله و نهر فضل را ، كه به آن تركان تعلّق داشت ، به نور الدّوله داد . و چون نور الدّوله آن اقطاعات را تصرّف نمود ، درصدد محاربه و مقاتله نور الدّوله شدند و اوّلا ، دو كس پيش او فرستاده پيغام دادند كه : محصولات اين دو نهر متعلّق به ماست و تو را دخل كردن در آن مناسب نيست . نور الدّوله در جواب ايشان گفت كه : من به حكم امير ملك رحيم تصرّف در محصولات آن مواضع كردم . اگر شما را در اين باب سخنى باشد بهاتّفاق كسان ما ، شما نيز جماعتى را پيش ملك رحيم فرستيد تا به ايشان رسانيده هرچه ايشان فرمايند جانبين به آن عمل نماييم . تركان اين سخن را معقول دانسته اكثر ايشان به هيئت اجتماعى متوجّه ملازمت ملك رحيم
--> ( 1 ) . ق : ملك انجاد . ( 2 ) . هر سه نسخه : عبد الانسان . ناصر خسرو در خصوص اين مثل گويد : خطا گفته است زى من هركه گفته است * كه مردم بندهء مال است و احسان كه بندهء دانشاند اين هردو ، زيراك * ز بهر دانش آباد است كيهان ترجمهء عبارت عربى : آدمى بندهء نيكى است . - و . ( 3 ) . هر سه نسخه : محفوظ . ( 4 ) . هر سه نسخه : دلكن .